بوف کور

 

از من بریز قطره و باران و آب شور
جاری تراز نگاه خدا بغضهای نور

از من بریز مثل که بودا شکست و ریخت
صلصالِ دیر مانده و شهمامه ی قبور

حتا که خاک قامت تو خاک تر ز خاک
معنی زندگی مرا می کند مرور

از ماضی ، از گذشته و از حال من بریز
از آب و خاک تشنه ی من باز کن عبور

تاریخ من بدست تو باید رقم خورد
ای مرد سر سپرده ی من کوهِ پر غرور

شب بخت خیز مرگ خودم تار و بی سحر
چشمان آفتابی تو یافت بوف کور

 

....

/ 0 نظر / 8 بازدید