تردید

 

شاید دوباره سنگ شوم یا تبر شوم
بر قطعِ ریشه‌های دلم مفتخر شوم


 یعنی عبور تلخِ تو دیوانه‌ام کند
در امتداد جاده به مردم خطر شوم


 زخمی کنم سعادتِ بالِ پرنده را
در سنگ‌نامه‌های جدایی خبر شوم


 شاید فضای سرد مرا منجمد کند
یا تب نموده داغ شوم گرم‌تر شوم


 شاید هزارساله‌گی‌ات کهنه‌ام کند
تأریخ‌ساز تازه‌ی «عصرِ حجر» شوم


 یا هیچ، هیچ، هیچ، دوباره برای هیچ
در تاق و جفتِ ذهنِ خودم مختصر شوم


 هرچه شوم که بی‌تو ترانه، ترانه نیست
بی عشق، بی جنونِ دلم کی «سحر» شوم

/ 0 نظر / 16 بازدید