پیله های خالی

 

اینجا غروب پیهم و شام است پشت شام
اینجا برای قصه ی ما سوژه ها تمام

 

اینجا که کرکسان همه دنبال لاشه اند
بوی عداوت است و شکم های بی لگام ...

 

درپیله های خشکِ تنیدن به دورهیچ
ابریشمِ نگاهِ من و تار ها ی خام

 

اینجا به جای گفتنِ "تو" میشوی شما
آری هوای تازه ندارد فضای دام

 

اینجا که نبض دوستی آهسته می تپد
درضربه های هیچ مگو کیستی کدام

 

اینجا ضمیر واژه سیه، روی شان سپید
لعنت به هرچه شعر به هر حرف هرکلام

 

 

2006

/ 0 نظر / 11 بازدید