چرم!

در حاشیه : سوررئالیسم

 

چرم

 

می ترسم بنویسمت

می ترسم برهم بزنم

سین سیری واژه ها را

 در شام سکوتی که هی بی چنگال و قاشق

 میخوردش، می جودش و هی تمامش نمیکند

 شامی،از چرم کلمات خشک شده در پاییز دوهزارو...

 تفیده در پاییز دو هزار و ...

تاریخ درترس من تکرار میشود

بالا میروداز میز شامم

بالا میروداز طعم چرمی کلمات

میجوید مرا در سکوت

می ترسم، بنویسمت

 می ترسم از جوف کلماتم شلیک شوی

بر قلب رهرو بدبخت که هوس شعری کرده

 می ترسم هیولایی را که قورت داده ام

بپرد برون

بزرگ شود، بزرگ و بزرگ بزرگترشود

 و منفجر کند دوقلو های نا...تو را

 در دوهزار و ...

 بار دیگر

 می ترسم، بنویسمت

سایه های سیاسی سیاه

 بشقابم را تلاشی میکنند

چنگال و قاشقم را زیر ماشین می برند

 دهنم را بعد یک لیتر آب انگور "التراسن"
میکنند

 پسخورده های چرمی سکوتم را

 از زباله دانی با پنس

 چرم،چرم جدا میکنند

 مطبخ پرست از شبح های سیاه

 پشت سرم، روبرویم، دو پهلویم

 روی شانه ی راست ، روی شانه ی چپم

تمام ذهنم جن گیری سایه ها است

 می ترسم، بنویسمت

می ترسم دست ببرم روی دکمه های سرخ کلمات

 تا چشمم کار میکند

 کلمات چرم نشده روی سین های آنسو تر از من

 جیغ میکشند در زیر و بم هجاها

 جیغ میکشند

در جق جق تیورییک چنگالها و قاشق ها

 روی بشقابهای خالی

آدمها در لباسهای محلی،در لباسهای عسکری

 در لباسهای موسسات خیریه باکلاه های سه رنگ

 سیاه ، سرخ ، سبز

 رژه میروند واژه ها را روی بشقاب ها

 چنگالها، بشقاب ها ردیف الفند

 آدمها !ردیف با

 شعرهای یونیفورمی

شاعران یونیفورم پوش

آدمهای ردیف با، با لباسهای دو رنگ

موزون و سپید! سپید و موزون

 همه چیز شبیه هم است

سین ها، بشقاب ها ، شبح ها

 بلند گویی فش دینگ دانگ!

 سیمفونی کرها برای کور ها.

دینگ ، دانگ ...فش!

 من اما مثل خودم

با گیس مومیایی شده "پلات"

 در پک پیپی که پیپ نیست

درخانه ی شیشه برتون برای نادیا

نمی پرم از دهنم؟!

 می پرم از بشقاب و چنگال و ردیف؟!

آدمها!

 روی بطن ذهن من انفجاری از نا...تو سواراست

 همین حالا روی میز شام، گرسنگی میکشد

اگر باز کنم دهنم را،

اگر دست ببرم به چنگال،به بشقاب

کلمات لقمه، لقمه منفجر خواهند شد

 در تکه های هیولای دو قلوهای نا...تو

 تویی که قورتش داد ه بودم در دوهزار دو ...

 باز کنم اگر دهنم ،دست ببرم اگر روی شکمم

 برون خواهی پرید از شلیک ، از دکمه ها سرخ

می ترسم منفجر شوی در نا...تو...در شما...

 می ترسم از تاریخ چرم در سکوت

می جود هی هی ....مرا در نا... تو

تا دوهزار و ....

 

/ 0 نظر / 6 بازدید