گل سوری

به دورم غصه می پیچد درین شب ها خیال تو

گمانم زخمی است از عشقِ تازه زیر بال تو

 

مگر پر میزنی در زخم و پنهان میکنی ازمن

ز بس بیگانه میریزم به روی ماه و سالِ تو

 

میان برف و باران گرگ میمانی به تنهایی

غزالِ من نمی پاید به دشتِ پر شغالِ تو

 

کسی `گل بخیه` میدوزد دلت را لا به لا لاله

به جای زخم می بینم گل سوری به فالِ تو

 

عزیزم! فصلِ دستانت بهاری کن برای عشق

  کبوتر خانه می سازد به گرمی های جالِ تو 

 

 

زینت نور

 

2009.00.00

/ 0 نظر / 11 بازدید