مرگ سحر

 

کی می خواند برای خرمنِ آتش، ثمر گفته
کی می ماند درین خمیازه ی باور، سحر گفته


 صدایت در گلوی گیج یک تکرار میلرزد
 کسی مرده،کسی رفته،کسی را، با خبر گفته


 دیدی! پایان دنیا نیست مرگ صبح خاموشی
 بپر با صد ترانه روی خط ِتازه، پر گفته


 چو عکس شعله می پیچی به قابِ سرد و دلتنگی
 هوای شعله برتن زن بپر ققنوس تر گفته


 صدایت دور دور در اهتزار پرده می پیچد ..
 دروغی در تبسمهای تلخ ات از شکر گفته


 برای شادیهایت میشوم خرسند جانِ من!
 دعایت میکنم از دل رهت را بی خطر گفته
 ..........
روایت میکنم تا زنده باشم با غزل نامت 
 جنونِ رفته از دستم، به تو خون جگر گفته
 

2010..نوامبر...

/ 0 نظر / 10 بازدید