مرزآشنایی

" از اولین غزلهای من "

 

توآمدی و تپیدن شدی برای دلم
حلول سبز رسیدن شدی برای دلم

 

صدای تست که ازهرترانه میریزد
نوای گرم شنیدن شدی برای دلم

 

صفا ی روشن باران دمید ه ازنفست
که تازه تازه دمیدن شدی برای دلم

 

چو میوه های بهشت آشنا به کام منی
توشهد وشیرو مکیدن شدی برای دلم

...

میان مرزجدایی وآشنایی مان
عبور‌زود رسیدن شدی برای دلم

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید