بهاری

 

هوای شسته ی یک صبح یا دگاری بود
طنین سرخ غزلهای عشق جاری بود

 

غزل به نام شکستن، به نام لیلی و دشت
به نام عاشقِ بی کس به نام ساری بود

 

پرنده را که سرودم، پرنده زود پرید
پرنده شوق رسیدن به سمت یاری بود

 

به جای چشم تو گفتم ستاره و باران
برای بوسه ی تو واژه ها غباری بود

 

عطش شدم که بگویم لبت ترانه شده
نگاه شرقی تو غرق شرمساری بود

 

تو از سکوی بلند ترانه می آیی
مثال قامت سبزت چمن بهاری بود

 

2007

/ 0 نظر / 9 بازدید