مختصر

 

شاید دوباره سنگ شوم یا تبر شوم

بر قطعِ ریشه های دلم مفتخر شوم

 

یعنی عبور تلخِ تو دیوانه ام کند...

در امتداد جاده به مردم خطر شوم

 

زخمی کنم سعادتِ بالِ پرنده را

در سنگنامه های جدایی خبر شوم

 

شاید فضای سرد مرا منجمد کند

یا تب نموده داغ شوم گرم تر شوم

 

شاید هزارساله گی ات کهنه ام کند

تأریخ ساز تازه ی "عصرِ حجر" شوم

 

یاهیچ،هیچ،هیچ، دوباره برای هیچ

در تاق و جفتِ ذهنِ خودم مختصر شوم

 

هرچه شوم که بیتو ترانه، ترانه نیست

بی عشق، بی جنونِ دلم کی "سحر" شوم

 

زینت نور

2009

/ 0 نظر / 11 بازدید