تبسم

تو میایی و معنی تفاهم میشوم با تو

غمم از غصه میمیرد تبسم میشوم با تو

 

دلم را پاک می شویم به آب ستره ی گنگا

به راگ عشق می پیچم ترنم میشوم با تو

 

تو میایی به جشن بوسه ی شبهای مهتابی

به لبهای تو میریزم تجسم میشوم با تو

 

تو میایی و می باری به روی برگ برگِ شعر

مکن از من جدا من را، تراکم میشوم با تو

 

به دَورِ ازدحامِ هیچ پیچیده شب و روز ت

مبر دیگر مرا آنجا که من گم میشوم با تو

 

صدایت سوره ی ساز است و راگِ عشق

به سر و تال می پیچم تکلم میشوم با تو

 

تو میایی به آتش می کشم شب را و سرما را

میانِ شعله میرقصم تلاطم میشوم با تو

 

2007--

/ 0 نظر / 9 بازدید