حادثه

افتاده ام به عمق سیه چال حادثه
ازمن مپرس حال من و حال حادثه

 

درمن رسوب کرده دوصد چشمه انفجار
سر می کشد به روز، مه و سال حادثه

 

بردار کوله بار و برو هرچه دورتر
دنبال من میاء و نه دنبال حادثه

 

اینجا که آسمان همه پردود وآتش است
پرواز فا جعه ست پروبال حادثه

 

طعنه مزن، چهارجهت میتوان دوید
ازشش جهت گرفته مرا جال حادثه

 

آسوده می شود دلم از رفتنت، برو
اینجا یکی ست حال من وحال حادثه

 

ـــــ ـــــ ـــــ

2003

/ 0 نظر / 7 بازدید