چتر

 

بارانی است بی تو هوای ترانه ام

چتری نمانده است دگر روی شانه ام

 

میبارد آسمان که خدا رحمتش کند

بر سقفِ در شکسته و مایوس خانه ام

 

لبخندِ تلخ تو به گدا چشمی های مهر

شکرانه های زمزمه¬ی عاشقانه ام

 

ای شاخِ بی نبات دروغ است حرف تو

حافظ سکوت کرد به یک یک بهانه ام

 

دیگر به نام ِتو غزلی وا نمیکنم

دیوانه گی بس است عزیزِ یگانه ام

 

راهت سپید و چشمِ سیاهت بلند باد

شرمی مکن که ترک نمودی کرانه ام

 

ساحل به موج و موج به ساحل نمیرسد

تکرار یک نفس به نفس بُد فسانه ام

...

دیگر مرا به کِشت و دَروهای تو چه کار

بی ریشه مانده است تنِ هر جوانه ام

 

2009

 

/ 0 نظر / 7 بازدید