آنسوی باختر

تک لحظه های ساعت کوکی ست پرخطر

تکرار سرخ حادثه ،غم کوچه های شهر

 

تکرار سرخ حادثه ‌، صد انفجار گنگ

هم مرگ و میر و فاجعه پهلوی همدیگر

 

لیکن مسیر چرخش ما روی استوا ست

از شرق و غرب عشق به آنسوی باختر

 

دستان ما قیام سپیده، قیام صبح

در پشت هر شکست تلاشی بود ز سر

 

سبزینه های باغ دل ما شگفتنی ست

گلخانه از سخاوت باران شود خبر

 

ای مرد باختر! نفسی با شفق بدم

شب کله هاست خفته‌- به بام بلندشهر

 

شب کله های پیر و گندیده های شب

خفته همه به مرگ شب آلود یکدیگر

.....

خفته همه چه بی خبر از صبح آگهی

ازشرق و غرب عشق به آنسوی باختر

 

 

٢٠٠٧

/ 0 نظر / 6 بازدید