تبسم

تو میایی و معنی تفاهم میشوم با تو

غمم از غصه میمیرد تبسم میشوم با تو

 

دلم را پاک می شویم به آب ستره ی گنگا

به راگ عشق می پیچم ترنم میشوم با تو

 

تو می آیی به جشنِ بومیِ شبهای مهتاب

چو مه در برکه می ریزم، تجسم می شوم با تو

 

تو میایی و می باری به روی برگ برگِ شعر

مکن از من جدا من را، تراکم میشوم با تو

 

به دَورِ ازدحامِ هیچ پیچیده شب و روز ت

مبر دیگر مرا آنجا که من گم میشوم با تو

 

صدایت سوره ی ساز است و راگِ عشق میخواند

به سر و تال می پیچم تکلم میشوم با تو

 

........

تو میایی به آتش می کشم شب را و سرما را

میانِ شعله میرقصم تلاطم میشوم با تو

 

2007--

/ 0 نظر / 7 بازدید