گورمشترک



 با گذشتگان حرف زدم
دردهنهای دودی شان واژه ها
  سیاه بود

... از تو گذشتگان را دیدم
با تن های بی سر
با سینه های بی دل
با دستانِ آویخته ی بی آغوش
وجمجمه های بی مغزِ پوسیده

زمین جرمیزد زلزله های تن شان
تا راه میرفتند درگورهای مشترکِ سرباز

از تو گذشتگان را دیدم
آواره ترازجنگ
مختوم به مترادف های دوزخی گورهای بی نام
مختوم به درفش های افتاده
  شکست های سرخ، شکست های سبز
با دست آوردهای سیاه
و گرسنگی ممتد در شکم های پس رفته شان

ازنسلِ من ، کله منارهای زنده
تن های بی سر
عمارت های منهدم
و کودکان بی فردا را
تاریخ بنویس!

..............
 
 
شنبه، 2013/02/16
/ 0 نظر / 5 بازدید