تو و غزل

 

سلام! اول اینکه ...
بعد : تمام پست هایی که امروز /1.18.1392/ گذاشته ام  همه از آرشیف گمشده ی نگاه  برون شده و همه غزلهای قدیمی منست، قدیمی یعنی قبل از میلاد مسیح ....

 

 

من می سرایمت که عبورت کند غزل
گل واژه های سرخ ِ سطو رت کند غزل

 

من می سرایمت که دهان بر دهان شوی
اسطورهُ بلند غرورت کند غزل

 

من می سرایمت که خدا باورت کند
پیغمبری شوی و ظهورت کند غزل

 

من می سرایمت زفراسوی عقل و هوش
محصور ِواژه ها وشعورت کند غزل

 

....

من می سرایمت به هیا هوی پنجره
در کوچه های شهر حضورت کند غزل

 

2005.12.15

/ 0 نظر / 10 بازدید