قطره ها

بیتو ز چشم لحظه ی دیدار می چکم

از شاخه های سبز سپیدار می چکم

 

چون قطره های کهنه ی باران روی بام

با خاک و شن ز ناوه ی دیوار می چکم

 

بیتو نه باغ سبز گل سوری ام -نه ماه

سرخم به خون فاجعه -از دار می چکم

 

دستان من برای تو تا کهنه میشود

از ساز غم گرفته ی گیتار می چکم

 

یک انفجار ساده تکان میدهد ترا

در شهر اضطراب ز پندار می چکم

 

آری مرا برای خودت میزنی به دار

چون آبشار از تب تکرار می چکم

 

یا از تبار خون و خطر میرسم به تو

یک قطره شبنمم -ز گل خار میچکم

 

2006

/ 0 نظر / 11 بازدید