بهانه...


 مگر گناهِ منست اینکه دیگری بد شد
  و یا زماه عسلهای تان مگس رد شد
...
مگر گناهِ منست امتزاجِ کرم و درخت؟
بلوغِ مزرعه را اهرمن اگر سد شد

بلی !گناه منست، آخرین دروغ خدا....
که وعده های جهنم به زندگی گد شد

مگر همیشه منم خطِ سرخ پیرهن ات
همان که صاعقه یی، برقکی زد و رد شد؟

همیشه قرعه ی توفانی ات به فال منست
  اگر به جذر نشستی، اگر هوا مد شد

چه سان شکست دلم، عاشقی از آن بدتر
  چه کس به زندگی ات آمد و که شاید شد
......
بهانه بود همه گریه ها به حال درخت
  بهانه بود چه کس آمد و چه خواهد شد

همینکه دید یکی میرسد... رهایم کرد
  وفا چه بود؟ همان دلقکی که مرتد شد
/ 0 نظر / 7 بازدید