نوت Draft


دیروز تا بلند شدم قامتم نبود
چشمان و دست و پا سر و صورتم نبود


جغرافیای رنگی ام از چارسو سپید
ابعادِ طول و عرض پراز وسعتم نبود


پاهای خسته ام که آرام لمیده بود
در گوشه های بستره ی راحتم نبود


آستینهای خالی ام آنسوی تختِ خواب
بازو و شانه ها و دلِ طاقتم نبود


از گوشِ من صدای خودم جیغ میکشید
لبهای شاعرانه ی خوش صحبتم نبود


جای کسی درونِ دلم هیچ می تپید
دل هیچ زیرِ پیرهن و جاکتم نبود


چی
" surprise"
تلخ
در این نیم هفته گی!
ناوقت شد سرم و دگرفرصتم نبود

 

رفتم و یک
Draft
نوشتم
به
"Miss Kumar"


خانم ببخش دیر شدم قامتم نبود

/ 0 نظر / 4 بازدید