تقویم کهنه

تقویم کهنه ام همه ی دفترم عقیم

دستانِ برگ برگِ پر از باورم عقیم

 

اردیبهشت ، بهمن و خرداد و سال نو

عید و برات و محرمِ نام آورم عقیم

 

تصویرِ تازه ایست به دیوار قلب تو

در قابِ کهنه ی که به چشم ترم عقیم

 

گاهی که خاطرات مرا میزنی ورق

گلهای پیرِ پیرهن و چادرم عقیم

 

حتی که یاد هات سیاه و سپید شد

رنگی تنیده است به دور و برم عقیم

 

پیوند زن مرا و اگر چه شکسته ام

چندان که ذره ذره ی پا تا سرم عقیم

 

 

2006

/ 0 نظر / 8 بازدید