امضاء

افیون نویس زمزمه ها،کوکنارِ تلخ
ای شهر بیگناهِ دلم، قندهار تلخ
 

ای بیصدا نشسته به زخم و شکسته پا
ای بی کجا روانه ی من ،ای دیارِ تلخ
 

آماج می شوی به هزار اتهام سرخ
ای گُل نکرده پُرگُل من،ای انارِتلخ
 

قرمز شده ست خواب طلایی بیشه ها...
آهو گرفته چشمِ مرا، انتحارتلخ
 
..........
پروانه های خاکی و هی ی ی ی شمعِ منهدم
سمبولِ عکس کهنه ی غم، زیرِ بارِ تلخ
 

گرچه به گوشه های ردیفم نوشته ای
پر میکنم فضای ترا، در کنارِ تلخ
 

برخوان ترانه ای که تمامم کند تمام
روی هجای عشق و جنون، انتظارِ تلخ
 
کهنه ست تازه ، زنگ خطر تیز تر بکش
با یک فشارِ واژه ی "نه" ،انفجارتلخ
 
..............
!اینگونه انتهای غزل می شود، ببخش
امضاء... خدا پناه... همان کوکنارِتلخ

/ 0 نظر / 8 بازدید