سر بریده

 

در سایه ی مستدام بدبختی ها
افتاده دلم به دام بدبختی ها
ای شعر ولی کنار تو خوشبختم
گور پدر تمام بدبختی ها

شاعر:قاسم سلیمانی

..................

سر بریده

 

 

حتا اگر تمامِ دلم غم شود،شود

دنیا اگر حوالی ماتم شود،شود

 

دیروز بیتو بودم و فردا هم اینچنین

امروز اگر به سلسله ها ضم شود،شود

 

اینجا غذای باسی من زهرِ بی تویی

صبحانه،ظهر و شام اگر سم شود،شود

 

دیگر خدا چه می کند ای عشق با دلم

این گورِ سر بریده جهنم شود،شود

 

ناز که را کشم، تو بگو، بعدِ رفتنت

این خانه گر کفاره ی آثم شود،شود

 

مردم به کوچه ها به سرم سنگ می زنند

فردا که شهر دامنِ مریم شود،شود

 

دیر آمدی و گور و کفن هم تمام شد

دارو برای مرده که مرهم شود،شود

 

بارانِ چشم شعرِ خودم تر کند رهم

خاکم به روزِ فاتحه پر نم شود،شود

 

بشکستی ام چنان که سرو پای من گم است

زین بعد اگر غرور شما کم شود، شود

 

هر لحظه زندگی تبری دسته میکند

بارِ دگر که ضربه ی محکم شود، شود..

 

.2008/

/ 0 نظر / 13 بازدید